قالب های فارسی وردپرس 10

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 10

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

آذری جهرمی: تهران مرکز منطقه‌ای فعالیت‌های استارتاپی می‌شود

محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات برای حضور در نمایشگاه بین‌المللی ارتباطات، نوآوری و فناوری‌های پیشرفته (باکوتل ۲۰۱۸) به باکو سفر کرد و پس از افتتاح رسمی این نمایشگاه به همراه وزرای ارتباطات کشورهای آذربایجان، روسیه، ترکیه، افغانستان و ترکمنستان از غرفه‌های نمایشگاه بازدید کرد.

وزیر ارتباطات در نشست چهارجانبه‌ی نمایشگاه باکوتل آذربایجان، به اهمیت حمایت دولت‌ها از استارتاپ‌ها برای دسترسی به بازارهای بین‌المللی تأکید کرد. وی همچنین راه‌اندازی مرکز منطقه‌ای برای حمایت از فعالیت‌های استارتاپی با مشارکت چهار کشور منطقه‌ای را پیشنهاد داد و اعلام کرد ایران آمادگی دارد میزبان این مرکز در تهران باشد. وی گفت:

دولت‌ها باید با درک این تحول، اقدامات موثری را در جهت حمایت از استارتاپ‌ها برای یافتن بازارهای بین‌المللی انجام دهند. هرچند استارتاپ‌ها در ایران و کشورهای همسایه در حال افزایش است اما همچنان در عرصه‌ی اتصال به مشتریان بین‌المللی ضعیف عمل می‌کنند.

آذری جهرمی عنوان کرد موضوع ایجاد بازار مشترک منطقه‌ای ICT میان ایران، روسیه، آذربایجان و ترکیه پیش از این در حاشیه‌ی ترکمن‌تل در عشق آباد و اجلاس سران مختار در دوبی نیز مطرح شده بود و گفت:

یک مرکز منطقه‌ای برای حمایت از فعالیت‌های استارتاپی و برگزاری نمایشگاه‌ها و گردهم‌آیی‌های منطقه‌ای کسب‌وکارهای نوین با مشارکت چهار کشور منطقه‌ای ایجاد شود و ایران نیز آمادگی دارد میزبان این مرکز در تهران باشد.

جغرافیای استارتاپ و نوآوری در حال تغییر است

اغلب مردم فکر می‌کنند نوآوری‌های پیشرفته‌ی فناوری و استارتاپ‌ها، عمدتا در اکوسیستم‌های آمریکا مانند سیلیکون‌ولی و سیاتل و نیویورک مرکزیت یافته‌اند. باوجوداین درست مانند جوانب مختلف راهکارهای ظریف اقتصادی، استارتاپ‌های فناوری‌های پیشرفته نیز واقعا جهانی شده‌اند. از یک دهه‌ی پیش، رشد چشمگیر اکوسیستم‌های استارتاپی در سراسر جهان، از شانگهای و پکن، بمبئی وبنگلور گرفته تا لندن، برلین، استکهلم و تورنتو درخشان و خیره‌کننده بوده است. نمی‌توان منکر شد اکوسیستم‌های منطقه‌ی خلیج سان‌فرانسیسکو، نیویورک، بوستون و لس‌آنجلس همچنان در اوج قرار دارند؛ ولی سایر نقاط جهان نیز با سرعتی فوق‌العاده، درحال‌ توسعه‌ی زمین بازی خود هستند.

ریچارد فلوریدا استاد دانشگاه عالی مدیریت راتمن تورنتو و ایان هاتوی، محقق مرکز کارآفرینی بروکینزآمریکا، در آخرین گزارش تحقیقاتی‌شان، ظهور شهرهای استارتاپی جهان را بررسی کرده‌اند. این گزارش با عنوان «وضعیت جهانی استارتاپ‌ها و سرمایه‌ی خطرپذیر» منتشر شده است. این دو محقق بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۷، بیش از صدهزار تجارت خطرپذیر را در سیصد منطقه‌ از شصت کشور جهان بررسی و چهار تغییر ترانسفورماتیو را در استارتاپ‌ها و وی‌سی‌ها کشف کرده‌اند: ۱. Great Expansion (افزایش شدید حجم معاملات و سرمایه‌گذاری‌های وی‌سی)؛ ۲. جهانی‌سازی یا Globalization (رشد استارتاپ‌ها و سرمایه‌ی خطرپذیر در سراسر جهان، به‌ویژه خارج از آمریکا)؛ ۳. شهری‌سازی یا Urbanization (متمرکز شدن استارتاپ‌ها و سرمایه‌ی خطرپذیر در شهرها، مخصوصا شهرهای بزرگ و متصل)؛ ۴. الگوی Winner-Take-All (الگویی که حاکی از نرخ افزایشی رتبه‌ی شهرهای پیشرو درمقایسه‌با به سایر شهرها است).

این تحولات مهم پیامدهایی برای کارآفرینان، سرمایه‌گذاران وی‌سی، کارگران و مدیران و سیاست‌گذاران کشورهای و شهرهای سراسر جهان دارد. برخی از این تحولات عبارت‌اند از:

گسترش عظیم

اولین تغییر با عنوان گسترش عظیم تعریف می‌شود. در یک دهه‌ی گذشته، رشد بسیار زیاد بهره‌گیری از سرمایه‌ی خطرپذیر را در سطح جهانی شاهد بوده‌ایم. نرخ متوسط و سالانه‌ی تعداد قراردادها و معاملات سرمایه‌ی وی‌سی از ۸هزار و ۵۰۰ قرارداد در سال ۲۰۱۰ به ۱۴هزار و ۸۰۰ قرارداد در سال ۲۰۱۷ افزایش‌ یافته که معادل با رشد ۷۳درصدی در طول هفت سال است. میزان سرمایه‌ای که در این معاملات استفاده‌ شده نیز از ۵۲میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ به ۱۷۱میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ افزایش یافته که حاکی از رشد ۲۳۱درصدی است. این آمار رکوردی تاریخی را از زمان حباب دات‌کام در سال ۲۰۰۰ نشان می‌دهد و شاید حتی فراتر از آن هم باشد. با درنظرگرفتن تمام گزارش‌ها، رشد سرمایه‌ی وی‌سی در سال ۲۰۱۸ نیز افزایش یافته است.

Rise of global venture deals and capital

Rise of global venture deals and capital

جهانی‌شدن

دومین تغییر جهانی‌شدن قراردادهای تجاری خطرپذیر است. در طول دهه‌های پیش، کشور آمریکا انحصار سرمایه‌ی وی‌سی را دردست داشت؛ به‌طوری‌که در اواسط دهه‌ی ۱۹۹۰، بیش از ۹۵درصد از کل سرمایه‌گذاری‌های وی‌سی در سطح جهانی در این کشور انجام می‌گرفت. باوجوداین در دو دهه‌ی گذشته، این سهم به‌تدریج کاهش‌یافته؛ به‌گونه‌ای‌که در سال ۲۰۱۲، این نرخ به سه‌چهارم کل سرمایه‌گذاری جهان رسید. پس‌ازآن طی پنج سال، کاهش سهم آمریکا از مجموع سرمایه‌گذاری‌های وی‌سی جهانی سرعت بیشتری گرفت و به‌حدود ۵۰درصد رسید.

Globalization

شهری‌سازی (اسکان در شهرها)

سومین تغییر اسکان عظیم فعالیت‌های استارتاپی و سرمایه‌های وی‌سی در بزرگ‌ترین شهرهای بین‌المللی جهان است. پیش‌ازاین، شایع بود استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای خطرپذیر در دفاتر و ساختمان‌های ارزان‌قیمت حومه‌ی شهر نظیر سیلیکون‌ولی و Route 128 Beltway در خارج بوستون و حومه‌ی سیاتل و آستین و کارولینای‌شمالی فعالیت کنند. بااین‌حال، تحقیقات جدید نشان می‌دهد استارتاپ‌ها و کسب‌وکارها غالبا در کلان‌شهرها متمرکز می‌شوند. جدول زیر برگرفته از نشریه‌ی HBR است که فهرست دَه شهر برتر و پیشرو در سرمایه‌گذاری وی‌سی را نشان می‌دهد. بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷، حدود ۶۰درصد سرمایه‌گذاری‌های جهان در این دَه شهر انجام شده که معادل بیش از صدمیلیارد دلار است. از بین این شهرا، سه شهر بیش از بیست‌میلیون نفر و سه شهر هم بین دَه‌میلیون تا بیست‌میلیون نفر جمعیت دارند. جمعیت سه شهر دیگر هم بین چهارمیلیون تا دَه‌میلیون نفر است. از بین این دَه شهر، سن‌خوزه، مرکز سیلیون‌ولی، تنها شهری است که کمتر از دومیلیون نفر جمعیت دارد.

Urbanization

یکی دیگر از تحقیقات مجزایی که درزمینه‌ی بررسی عوامل مرتبط‌با سرمایه‌گذاری وی‌سی انجام شده بود، میزان و تراکم جمعیت را به‌عنوان عامل اصلی نتایج معرفی می‌کرد. تنها عامل دیگری که کمی اهمیت داشت، تمرکز صنعت فناوری‌های پیشرفته بود که کارآفرینان و سرمایه‌گذاران وی‌سی در تلاش برای ساخت آن در بلندمدت هستند.

الگوی برنده

Winner-Take-All به وضعیتی اطلاق می‌شود که برنده‌ی مسابقه یا رقابت تمام جوایز و پاداش‌ها را ازآنِ خود می‌کند. در دنیای امروزیِ استارتاپ‌ها و سرمایه‌گذاری‌های وی‌سی، این الگو به‌لحاظ جغرافیایی کاملا بارز است. فقط پنج شهر برتر حدود ۵۰درصد و ۲۵ شهر اول حدود سه‌چهارم مجموع سرمایه‌گذاری وی‌سی جهان را دردست دارند. تحقیقات پیشین نیز نشان می‌داد حتی در داخل شهرها نیز فعالیت‌های سرمایه‌گذاری فقط در میان چندین کدپستی تا حدود زیادی متمرکز هستند.

در یک دهه‌ی گذشته، تمرکز جغرافیایی سرمایه‌ی وی‌سی بازهم افزایش یافته است. در سه سال گذشته، دَه شهر برتر فعالیت‌های استارتاپی میزبان ۶۱درصد از سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر بوده‌اند؛ درحالی‌که طی دهه‌ی گذشته، این نرخ حدود ۵۶درصد بود. باتوجه‌به حجم بسیار زیاد فعالیت‌های پایه‌ای و زیرساختی که هرساله در جریان است، حتی درصدهای کم نیز نشانگر تغییرات درخورتوجه تراکم جمعیتی هستند.

Winner-Take-All Geography

نیروها و عوامل پشت تغییرات

محققان سه عامل اصلی را به‌عنوان دلایل اصلی این تغییرات ذکر می‌کنند؛ هرچند به‌گفته‌ی آن‌ها، عوامل دیگری نیز در هدایت روندها دخیل هستند.

۱. اولین عامل، عامل تکنولوژیک است؛ چراکه تلفیق اینترنت پرسرعت و دستگاه‌های موبایل و رایانش ابری باعث شده کسب‌وکارها با هزینه‌ای بسیار ارزان‌تر فعالیت خود را به‌صورت دیجیتالی شروع و مقیاس‌پذیر کنند. با کاهش هزینه‌ی این فناوری‌ها آن‌ها در بازارهای بیشتری دردسترس هستند؛ به‌همین‌دلیل، راه‌اندازی و رشد کسب‌وکارهای مبتنی بر تکنولوژی‌های پیشرفته در شهرها آسان‌تر است؛

۲. دومین عامل، عامل اقتصادی است. جهان از بزرگ‌ترین رکود اقتصادی و فقر عبور کرده و هم‌زمان طبقه‌ی متوسط اقتصادی گسترش بیشتری یافته است. درحال‌حاضر، سیل شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ چندملیتی، به‌ویژه در بازارهای نوظهور، به‌سمت شهرها سرازیر شده است. درنتیجه، تقاضا برای محصولات و خدمات دیجیتال در مکان‌های بیشتری افزایش یافته و به‌تبع، کارآفرینان حوزه‌ی تکنولوژی در بازارهای بیشتری از فرصت فروش برخوردارند؛

۳. سومین عامل، عامل سیاسی است. بسیاری از کشورهای دنیا تلاش می‌کنند با اقداماتی نظیر بهبود سیستم‌های آموزشی و دانشگاهی و افزایش سرمایه‌گذاری در بخش تحقیق و توسعه و استقبال از بنیان‌گذاران و نیروهای مستعد و متخصص خارجی، در رقابت جهانی بهتر ظاهر شوند. افزون‌براین به‌گفته‌ی محققان این گزارش که در ابتدای مطلب از آن‌ها نام بردیم، کشور آمریکا در تمامی این زمینه‌ها روبه‌عقب حرکت می‌کند. محققان معتقدند آمریکا از انحصار بلندمدتش در دنیای کارآفرینی تکنولوژی مست غرور است.

Geography of Startups and Innovation

این نتایج چه معنایی برای رهبران دارد؟

همان‌طورکه گفتیم، این روندها پیامدهای مهمی برای کارآفرینان، سرمایه‌گذاران وی‌سی، مدیران و کارگران و همچنین سیاست‌گذاران ملی و محلی در سراسر جهان دارد. نتیجه‌ی این امر برای کارآفرینان روشن است. ناحیه‌ی خلیج سانفرانسیسکو همچنان یکی از مناطق مهم‌ فعالیت‌های سرمایه‌گذاری و نیز قوی‌ترین اکوسیستم برای رشد استارتاپ‌های فناوری شناخته می‌شود. بااین‌حال، بسیاری از منابع موجود در این ناحیه در سایر مناطق نیز دردسترس هستند. بنیان‌گذاران غیرآمریکایی چه موفق به دریافت ویزای این کشور نشوند و چه انتخاب کنند در کشور خود بمانند، در طول ساخت کسب‌وکارشان با مشکل و مانعی مواجه نمی‌شوند و حتی در گذر زمان، کار راحت‌تری در پیش خواهند داشت.

باوجوداین، سرمایه‌گذاران و شرکت‌ها باید به نکته‌ی مهمی توجه کنند. آن‌ها دیگر نمی‌توانند فقط در حیاط‌خلوت خود به‌دنبال استارتاپ‌ها و نوآوری و نیروی کار مؤثر و مستعد باشند. آن گروه از سرمایه‌گذاران خطرپذیر که پیش‌ازاین عادت داشتند در نواحی نزدیک سرمایه‌گذاری کنند، باید به‌ناچار افق دید خود را گسترش دهند و در سطح جهانی عمل کنند.

مدیران شرکت‌ها، به‌ویژه افراد شاغل در شرکت‌های آمریکایی که به استفاده از منابع محلی نوآوری عادت داشتند، باید آگاهی خود را از نوآوری‌های جهانی و استارتاپ‌های جدید افزایش دهند و مراقب تهدیدات رقابتی باشند و منابع جدید نوآوری را جذب کنند. شرکت‌های بزرگ قدیمی نیز باید از فرصت ایجاد تیم‌های توزیع‌شده‌ی جهانی استفاده کنند. فعالان تکنولوژی و کارآفرینان در سراسر جهان هم باید بیش از گذشته روی فرصت‌های بزرگ بازارهای داخلی حساب کنند.

Geography of Startups and Innovation

درسی که سیاست‌گذاران خارجی از این روندها می‌گیرند، این است که جهانی‌سازی کارآفرینی و سرمایه‌گذاری در حوزه‌ی تکنولوژی‌های پیشرفته به‌معنای رقابت شدیدتر در سطح کلان است. سیاست‌گذاران آمریکایی دیگر نمی‌توانند رهبری قدیمی خود را در بخش نوآوری و استارتاپ‌ها تضمین‌شده بدانند. کشور چین قدرت خود را در بازار جهانی نشان داده و دیگر کشورها نیز به‌سرعت قلمرو خود را گسترش می‌دهند. این روندها برای کشورهایی که به‌تازگی به بازارهای جهانی قدم نهاده‌اند، به‌معنی فرصت‌های بیشتر برای ادامه‌ی راه و حتی گسترش پیشرفت‌های اخیر آن‌ها درزمینه‌ی آموزش و نوآوری و مهاجرت است. درنهایت، تأثیر روندهای مذکور بر کل جهان چیست؟ کارآفرینان و فناوران شرکت‌هایی را توسعه می‌دهند که شاید به رفع نابرابری و بی‌عدالتی درحال‌رشد کمک کند. به‌علاوه، الگوهایی که در این مطلب دیدیم، تراکم منطقه‌ای استارتاپ‌ها را تعریف می‌کند.

گوگل روی استارتاپ ژاپنی ABEJA سرمایه‌گذاری می‌کند

رقم معامله‌ی جدید گوگل روی ABEJA هنوز مشخص نیست، اما پیش‌بینی می‌شود که بیش از ۱۰ میلیون دلار نبوده است؛ زیرا استارتاپ ۶ ساله‌ی ABEJA جدیدا تأکید کرده که تا امروز ۶ میلیارد ین ژاپن معادل ۵۳ میلیون دلار از سرمایه‌گذاران دریافت کرده است. از طرفی طبق اعلام کرانچ‌بیس در گذشته این استارتاپ سرمایه‌ی ۴۵ میلیون دلاری جذب کرده، این یعنی هشت میلیون دلار از سرمایه‌ی دریافتی این استارتاپ فاش نشده است. البته این مبلغ هم می‌تواند سرمایه‌گذاری جدیدگوگل را پوشش دهد و هم یکی دیگر از سرمایه‌گذاری‌های ناشناخته‌ی این استارتاپ در سال ۲۰۱۴ را توجیه کند.

اعداد و ارقام را که کنار بگذاریم، معامله‌ی این دو شرکت توجه زیادی را به خود جلب کرده است، نه تنها به این دلیل که گوگل بعد از مدت‌ها در ژاپن سرمایه‌گذاری کرده بلکه به دلیل ماهیت استراتژیک آن. ABEJA در بیانیه‌ای اعلام کرده با گوگل در زمینه‌ی هوش مصنوعی و راه‌حل‌های یادگیری ماشین در بخش‌های مختلف از جمله خرده‌فروشی و تولید، پیدا کردن راه‌‌حل‌های هوش مصنوعی و رشد بخش هوش مصنوعی ژاپن همکاری خواهد کرد.

google

هسته‌ی اصلی این استارتاپ ارائه‌ی پلتفرمی است که با استفاده از یادگیری ماشین به بیش از ۱۵۰ شرکت در مورد تجزیه و تحلیل کسب‌وکار و ارائه‌ی چشم‌اندازی از داده‌هایشان کمک کند. این استارتاپ، محصولی تخصصی برای مغازه‌های خرده‌فروشی دارد که با توجه به داده‌های جمع‌آوری‌شده از مشتری‌ها و سایر داده‌ها، خدماتی را ارائه می‌دهد و تابه‌حال حدود ۱۰۰ شرکت از این خدمات استفاده کرده‌اند. شینیچی ایب، مدیر خدمات ابری گوگل ژاپن می‌گوید:

ABEJA قابلیت‌های تکنیکی و یادگیری ماشین قوی دارد و به‌دلیل عملکرد خوب در همکاری و ارائه‌ی راه‌حل‌های تأثیرگذار و کاربردی در صنعت شناخته‌شده است. این سرمایه‌گذاری راه را برای همکاری با ABEJA در ارائه‌ی راه‌حل‌های نوآورانه در خرده‌فروشی، تولید و سایر جنبه‌ها هموار کرده است.

گوگل تأکید زیادی روی هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در چین داشته به‌طوری که سال گذشته آزمایشگاه مخصوصی را در بیجینگ راه‌اندازی کرده؛ اما بخش عمده‌ی تمرکز آن و آزمایشگاه‌های اصلی گوگل در اروپا و آمریکا قرار داد. گوگل استارتاپ‌هایی در زمینه‌ی هوش مصنوعی و یادگیری ماشین از چین و هند را نیز خریداری کرده است اما همه‌ی آن‌ها به‌منظور گسترش تیم‌های داخلی این شرکت و ایجاد خدماتی در راستای رشد بازار محلی بوده‌اند.

سرمایه‌گذاری ۶.۲ میلیون دلاری همراه اول در آچاره و اوبار

همراه اول به‌عنوان یکی از دو بازیگر اصلی عرصه‌ی مخابراتی کشور، صبح امروز طی مراسمی که با حضور دکتر ستاری، معاون علمی و فناوری ریئس جمهور برگزار شد، فعالیت در حوزه‌ای جدید را با انعقاد قرارداد یک سرمایه‌گذاری ۶.۲ میلیون دلاری در شرکت دانش بنیان سانا گستر سبز کلید زد. سانا گستر سبز، شرکتی دانش‌بنیان است که دو سرویس آچاره و اوباررا توسعه داده است. علاوه‌بر این دو سرویس که یکی برای تسهیل ارائه‌ی خدمات و دیگری در حوزه‌ی لجستیک و باربری است، سانا گستر سبز با سرویس سانا ابَر داده، وارد حوزه‌ی داده‌کاوی نیز شده است.

دکتر تاج‌الدین به‌عنوان یکی از سه بنیان‌گذار سانا گستر سبز طی سخنانی در این مراسم با ابراز خرسندی از همکاری با همراه اول اعلام کرد که این شرکت در نظر دارد تا طی پنج سال، میزان افرادی که از آچاره درآمدزایی می‌کنند به نیم میلیون نفر برسد. تاج‌الدین در سخنان خود به لزوم سرمایه‌گذاری بیشتر در حوزه‌ی استارتاپی تاکید کرد و دلیل آن را جلوگیری از خروج نیروهای خلاق از کشور خواند که جذب شرکت‌های بین‌المللی می‌شوند. براساس سخنان تاج‌الدین، شرکت سانا گستر سبز در راند اول موفق به ۱.۴ میلیون دلار سرمایه شده بود، حال آنکه مبلغ جذب سرمایه‌ی این استارتاپ در راند دوم با حضور حرکت اول ۶.۲ میلیون دلار است.

نشست همراه اول

دکتر اخوان، رئیس هیئت مدیره‌ی همراه اول نیز طی سخنان خود تاکید کرد که این اولین و آخرین سرمایه‌گذاری همراه اول در حوزه‌ی استارتاپی نیست. براین اساس اخوان اعلام کرد که همراه اول با تاسیس حرکت اول به‌عنوان صندوق سرمایه‌گذاری همراه اول در نظر دارد تا سرمایه‌گذاری‌های بیشتری را در حوزه‌ی استارتاپی کشور به عمل آورد.

دکتر ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس جمهور نیز طی سخنانی به لزوم افزایش حجم سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌های داخلی اشاره کرد. وی با تشکر از دکتر اخوان، رئیس هیئت مدیره‌ی همراه اول به دلیل تغییر نگرش نسبت به زیست بوم در این اپراتور، اعلام کرد که منابع مالی کافی در داخل کشور برای سرمایه‌گذاری وجود دارد، اما باید نگرش مدیران و تصمیم‌گیران در این خصوص اصلاح و به‌روزتر شود.


داستان استارتاپی که از آپارتمانی کوچک به امپراطور بزرگ رسانه تبدیل شد

شرکت IDG یا International Data Group تاکنون خدماتی نظیر PC-World و Macworld و دیگر برندهای نام‌آشنا در صنعت رسانه و بازاریابی داده را ارائه کرده است. باوجوداین، اولین گام‌های آن در مسیر پیشرفت ایجاد پایگاه اطلاع‌رسانی (خبرنامه) از آپارتمانی کوچک در حومه‌ی شهر بوستون بود.

پاتریک مک‌گاورن (۱۹۳۷ تا ۲۰۱۴)، بیش از پنجاه سال از عمرش را به ترویج اطلاعاتی در حوزه‌ی رایانه و فناوری‌های سراسر دنیا ازطریق انتشار در رسانه‌هایی نظیر PC-World، Macworld و Info-world و the Dummies books و همچنین Computerworld اختصاص داد. در سال ۱۹۶۴، وقتی این شرکت هنوز کسب‌‌وکاری نوپا تلقی می‌شد، صنعت رایانه همچنان در‌حال‌رشد بود و اولین پروژه‌ی McGovern هم در این زمینه، جمع‌آوری داده در این حوزه بود.

 در کتاب جدید گلن ریفکین با نام «به‌سوی آینده: درس‌های راهبری از پاتریک مک‌گاورن، رؤیاگرایی که جهان را چرخید و امپراتوری در فناوری رسانه ایجاد کرد»، از مک‌گاورن با لفظ فردی غیرمتمرکز و کارآفرین و بسیار موفق در زمینه کسب‌وکار یاد شده است.

از میان تمامی درس‌های راهبردی که از مک‌گاورن می‌توان آموخت، مهم‌ترین نکته این است یکی از اولین افرادی بود که به‌طور مستقیم در زمینه‌ی حرفه‌ای نوظهوری شروع به‌کار کرد. بدون شک برای اینکه بتوان پروژه‌ای موفق را در سطح گسترده ایجاد کرد، در ابتدا مأموریت مشخصی باید درنظرگرفت و راهکارهای مثمرثمر برای اشتراک آن با افراد مختلف در آن حوزه را پیدا کرد.

همان‌طورکه امروزه گوگل و فیسبوک فرایند استخدام در شرکت خود را به علم تبدیل کرده‌اند و اشخاص تازه‌وارد را بادقت زیرنظر می‌گیرند، مک‌گاورن هم در شروع کار از عده‌ای جوان منتخب و خوش‌ذوق برای شرکتش استفاده کرد.

او همیشه اهداف و استراتژی‌های خود را با کارکنانش به‌اشتراک می‌گذاشت و روی هم‌فکری حساب ویژه‌ای بازکرده بود. هدف اصلی مک‌گاورن انتشار مزایا و پیش‌زمینه و به‌کارگیری فناوری اطلاعات در سراسر دنیا بود که از دیدگاه او فقط‌و‌فقط با عزم راسخ و علاقه به کار حاصل می‌شد. همین امر عامل اصلی موفقیت مجموعه‌ی او نیز محسوب می‌شد. برای او درواقع رؤیاپردازی و بلندپروازی یکی از  عوامل اصلی انتخاب بود.

برای مثال، وقتی ۲۳ساله بود، طبقه‌ی دوم خانه‌اش در ماساچوست را به جوان دانشجویی به‌نام برگس نیدل اجاره داد. مک‌گاورن با استفاده از پول اجاره‌ی طبقه‌ی اول، آن خانه را برای راه‌اندازی استارتاپ جدیدش، یعنی International Data Group آماده کرد. در آن زمان، یعنی سال ۱۹۶۴، مک‌گاورن فقط چند سال از نیدل بزرگ‌تر بود؛ اما هدفی که در سر داشت، بسیار بزرگتر از نیدل و تمام هم‌سن‌وسالان خود بود.

 پس از مدتی و در طبقه‌ی اول، مک‌گاورن اولین گزارش صنعتی‌اش را تهیه کرد که در‌باره‌ی ارائه‌ی آماری از تمامی رایانه‌های Mainframe در آمریکا بود. با گذشت زمان که IDCدرحال‌شکل‌گیری بود، او در مسیرش مصمم‌تر می‌شد و نقش IDC در شمارش تمامی رایانه‌های دنیا ملموس‌تر می‌شد و این برای مک‌گاورن فقط شروع کار بود.

پاتریک مک گاورن / Patrick McGovern

او برای آنکه بتواند درآمدی همیشگی داشته باشد، Grey Sheet را ایجاد کرد که با استقبال بسیار زیادی در میان شرکت‌های سازنده‌ی رایانه و مشتریانی روبه‌رو شد که به‌دنبال اطلاعات جدید درباره‌ی پیشرفت این فناوری بودند. درواقع، Grey Sheet اولین محصول ازآنچه تلقی می‌شد که با نام امپراطوری انتشارات جهانی شناخته می‌شود و به مک‌گاورن کمک می‌کرد به مأموریتی نزدیک شود که قرار بود پنجاه سال آینده سکان‌دارش باشد. او خودش خبرنامه را با استفاده از داده‌های کسب‌شده از گروه کوچکی از کارکنان نیمه‌وقتش می‌نوشت و دستیارش، سوزان سایکس متن‌های او را تایپ می‌کرد. بعدها، این دو باهم ازدواج کردند. کارکنان جوان شرکت باید با شرکت‌های بزرگ رایانه‌ای و مشتریان آن‌ها تماس می‌گرفتند و بیشترین اطلاعات ممکن را از آن‌ها کسب می‌کردند.

 در جلد اول Grey Sheet که در ۲۳مارس‌۱۹۶۴ منتشر شد، مک‌گاورن نگاهی بسیار دقیق به آینده‌ی صنعت رایانه و کسب‌وکار راه‌اندازی‌شده‌ی IBM با تمامی ظرفیت‌ها و رقبای مختلف آن ارائه کرد. مک‌گاورن دراین‌باره نوشت:

از میان تمامی نشانه‌ها، می‌توان دریافت سال ۱۹۶۵ قطعا عطفگاه مهمی در توسعه صنعت رایانه آمریکا خواهد بود.

همین اتفاق هم رخ داد و امریکا با همکاری بیشتر مؤسسات دولتی و نظامی و علمی در استفاده از رایانه‌ها، صنعت فناوری اطلاعات در آستانه‌ی انفجار پیشرفت عظیمی قرار گرفت. مک‌گاورن می‌دانست درحال‌معرفی صنعتی است که ظرفیت بالقوه فراوان و سودآوری شدیدی دارد که در آینده، عامل تغییری شگرف در جامعه و کسب‌وکار می‌شود.

پاتریک مک گاورن / Patrick McGovern

در مقاله‌ای دیگر، او پیش‌بینی کرد شرکتی به‌نام IBM به‌زودی در دنیای رایانه تأسیس خواهد شد که آینده‌ای درخشان در این حوزه خواهد داشت. در آن مقاله آمده بود IBM پنج‌هزار دستگاه از رایانه‌های جدید خود را طی پنج سال آینده خواهد فروخت.

مک‌گاورن به‌عنوان نویسنده‌ای که فقط تجربه‌ی حضور در هیئت‌تحریریه‌ی دبیرستان و دانشگاه را داشت، به‌وضوح پیش‌بینی کرد سود حاصل از فروش محصولات این شرکت تا پنج سال آینده، بیش از ۳.۵میلیارد دلار خواهد بود و بدین‌ترتیب، آینده‌ای فوق‌العاده برای IBM ترسیم کرد.

 مدتی بعد، رایانه‌ی جدید IBM با نام IBM System/360 ارائه شد که اولین نسل از رایانه‌های کوچک خانواده‌ی رایانه‌های بزرگ بود؛ محصولی که انقلابی در صنعت رایانه به‌وجود آورد. در نسخه‌ی اول، او همچنین تخمینی ماهیانه از میزان فروش غول‌های صنعت رایانه‌ای مانند Honeywell ،Univac ،Control Data ،Burroughs و RCA ارائه کرد و راهکارهای هر شرکت درزمینه‌ی فروش را بررسی کرد.

برگس نیدل، همان دانشجویی که اتاق از مک‌گاورن اجاره کرده بود، امروز شاعر و فعال سیاسی لیبرال است. او درباره‌ی این مرد بزرگ می‌گوید:

آنچه مرا شگفت‌زده می‌کرد، اخلاق کاری فوق‌العاده مک‌گاورن بود. او هرروز از صبح تا شب، بین شانزده تا هجده ساعت روی خبرنامه‌اش کار می‌کرد. من در اتاق خود در طبقه‌ی بالا بودم و یک‌بار که ساعت سه صبح از پله‌ها پایین می‌آمدم، او را دیدم که آماده بیرون‌رفتن برای ورزش صبح‌گاهی است. او تی‌شرت و شلوار بر تن داشت و کفش ورزشی پوشیده بود و به من گفت خیلی هیجان‌زده است. سپس، برای دویدن و خالی‌کردن ذهنش از دیگر حواشی، بیرون رفت و چندین‌بار دور دبیرستان محلی دوید. وقتی‌ برگشت، دوش گرفت و دوباره بر سر کارش بازگشت. انرژی او فوق‌العاده بود.

 پس از مدتی نیدل که در اغذیه‌فروشی محلی کار می‌کرد، بر اثر آتش‌سوزی از کار بیکار شد. در این هنگام، مک‌گاورن به او پیشنهاد کار داد و پاسخی که از نیدل شنید این بود: «نمی‌دانم چه‌ کاری می‌توانم برای تو انجام دهم»؛ چراکه مفاهیم رایانه و ریاضی برای او بیگانه بودند. ولی مک‌گاورن پیشنهاد داد، از نیدل آزمون گزینش کرد تا صلاحیتش برای این کار مشخص شود. نیدل این پیشنهاد را قبول کرد و آزمون داد. آزمون گزینش به‌گونه‌ای طراحی شده بود که سؤالات آن رفته‌رفته سخت‌تر می‌شدند و حتی به‌سمت منطق و معناگرایی و دیگر زمینه‌های عجیب هم کشیده می‌شد.

 نیدل دراین‌باره می‌گوید:

آزمون شامل ۳۳ سؤال بود که وقتی به سؤال ۲۸ رسیدم، متوقف شدم و گفتم این حداکثر توان من است. پاتریک نگاهی به پاسخ‌های من انداخت و گفت استخدام شده‌ام.

مک‌گاورن به او گفت:

هرکسی به ۲۷ سؤال پاسخ صحیح دهد، بیش از آنچه فکرش را می‌کند، برای این شغل مناسب است. اگر کسی کمتر از ۱۷ سؤال را پاسخ صحیح دهد، این ویژگی را ندارد. تو ۲۳ پاسخ صحیح داری؛ بنابراین، در دسته‌ی اول قرار داری.