مارک زاکربرگ، بنیانگذار و مدیر عامل فیسبوک، اخیرا پذیرفت که شرکت تحت مدیریتش از سرقت اطلاعات بیش از ۵۰ میلیون کاربر این شبکهی اجتماعی در سال ۲۰۱۵ توسط کمبریج آنالیتیکا اطلاع داشته است. کمبریج آنالیتیکا یک شرکت تحلیل کلانداده است که با کمپین تبلیغاتی دونالد ترامپ، رئیس جمهور کنونی ایالات متحدهی آمریکا همکاری داشته.
زاکربرگ در یک پست در فیسبوک گفت:
این نقض اعتماد بود و ما باید آن را رفع کنیم.
اما این تنها چیزی نیست که فیسبوک باید آن را رفع کند. فرانسیس شولِت، مهندس نرمافزار هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در دیپ مایند گوگل، در یک توییت اعلام کرد: «تنها مشکل فیسبوک از دست دادن حریم امن کاربران نیست. حقیقت این است که فیسبوک میتواند بهعنوان چشم و گوش وابسته به حکومت به کار برود. به نظر من مسئله نگرانکنندهتر، استفاده از اطلاعات دیجیتال ازدسترفته بهعنوان یک بردار کنترل روانشناختی است.»
او در یک توییت که هزاران بار به اشتراک گذاشته شد، بر این نکته تأکید کرده است. حتی گلن گرینوالد، کارشناس حوزهی امنیت و نویسندهی The Intercept نیز با بازنشر توییت شولت، آن را نقطهنظری درخور دانست. گلن رینوالد از جملهی بزرگترین و شناختهشدهترین کارشناسان و خبرنگاران حوزهی امنیت است که در افشای اطلاعات ادوارد اسنودن نیز حضور فعالی داشت و جزو معدود خبرنگارانی بود که در هتلی که افشاگریها برای اولین بار در هنگکنگ اتفاق افتاد، در کنار اسنودن حضور داشت. گرینوالد علاوه بر اینکه توییت شولت را بسیار تحسین و آن را تصدیق کرده، نقطهنظر خود را نیز به آن اضافه کرده است. گرینوالد در این خصوص گفته:
به یاد یاد داشته باشید که گوگل نیز یک استثمارگر هوش مصنوعی با کمترین شفافیت و نظارت عمومی است.
البته شولت در رابطه با نقطهنظر گرینوالد موضعگیری کرده و مخالفت خود را بهروشنی اظهار داشته است. وی گفت: «این نوع تفکر و شبیهسازی دو شرکت اصلا منطقی و مبتنی بر تفکر نیست. فقط به این دلیل که دو مورد شباهتهای ظاهری به هم دارند (هر دو تکنولوژی و شرکتهای بزرگی هستند) به این معنی نیست که آنها برابر هستند. چرا؟ به فید خبری فیسبوک دقت کنید... اگر فیسبوک تصمیم بگیرد، میتواند همهی اخبار واقعی یا دروغین که شما دیدهاید، بهروزرسانی وضعیتهای سیاستمدارانی که دیدهاید و همهی کسانی که شما را دیدهاند، در طول چند سال به دست بیاورد. بنابراین فیسبوک باورهای سیاسی و نقطه نگرش شما را تحت کنترل دارد.
فیل منچر، استاد علوم کامپیوتر و فناوری اطلاعات در دانشگاه ایندیانا، در رابطه با کارش که تحقیق روی اخبار غیر واقعی است، گفت الگوریتمهای بهکاررفته در پلتفرم شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک تصمیمگیری ما را به سمت آشکار و عیان کردن بیش از پیش تعصبات اجتماعی-شناختی میبرد؛ البته موتورهای جستجو مثل گوگل، بهطور کامل در این زمینه بیگناه نیستند.
نقطهنظر فیل منچر در رابطه با تغییر قالب مشاهدهی اخبار و در نتیجه تغییر تأثیرگذاری اخبار بسیار جالب توجه است. به عقیدهی منچز، سوگیری الگوریتمیک به جانبداری اجتماعی-شناختی منجر میشود که از جملهی آن میتوان به تعصب تأیید (نوع تفکر که طی آن، کاربر در پی یافتن شواهدی برای تأیید باور خود است) اشاره کرد که به نوبهی خود به این الگوریتم دامن میزند. برای مثال، مردم پیش از این اخبار شبانهی تلویزیون را تماشا میکردند یا مقالههای محلی را میخواندند؛ حال تغییر قالب مشاهدهی اخبار باعث شده است کاربران بهجای استفاده از رسانههایی نظیر تلویزیون و نشریات، به سمت شبکههای اجتماعی سوق پیدا کنند و آسیبپذیرتر شوند. برای مثال شبکههای اجتماعی و موتورهای جستجو تلاش میکنند که پیشبینی کنند چه مطلبی برای چه کسانی میتواند جذاب باشد. الگوریتمهای رتبهبندی از محبوبیت بهعنوان یکی از عناصر فرمول خود استفاده میکنند. بیشتر افراد در گروه شما با یک قطعه خبری دروغین ارتباط برقرار میکنند و به آن جذب میشوند؛ بنابراین افرادی شبیه شما آن را مشاهده میکنند. شبکه اجتماعی میتواند بهعنوان یک تقویتکننده عمل کند؛ زیرا افراد نزدیک به شما عقایدی مشابه شما دارند، و بیشتر آنها احتمالا از طریق نوع خاصی از اخبار دروغین مورد فریب قرار میگیرند و این به معنی تمایل بیشتر شما به مشاهدهی آنها است.
شولت در رابطه با جدا کردن عملکرد فیسبوک از گوگل اضافه میکند: «تنها یک شرکت وجود دارد که از الگوریتمهای غیر شفاف فید خبری استفاده کرده و در رسواییهای انتخاباتی نقش داشته و بارها و بارها نشان داده است که رهبر آن از نظر اخلاقی وضعیت مناسبی ندارد. اساسا هیچ یک از رفتارهای گفتهشده نه در گوگل، نه آمازون و نه اپل قابل مشاهده نیست. هرچند توییتر شانس زیادی برای مشاهده شدن چنین رفتارهایی دارد؛، اما نمیتوان بهصورت کامل چنین شواهدی را در آن مشاهده کرد.»
سؤل مهم، چرایی استفاده از هوش مصنوعی توسط فیسبوک است. چرا فیسبوک از هوش مصنوعی استفاده میکند؟ برای ایجاد فید خبری؟
این مسئله شولت را شگفتزده میکند. او در این رابطه میگوید:
شخصا من از این موضوع بسیار هراس دارم. اگر شما در زمینه هوش مصنوعی فعالیت میکنید، لطفا از آنها حمایت نکنید. بازیهای آنها را دنبال نکنید. در اکوسیستم تحقیقاتی آنها شرکت نکنید. لطفا کمی اخلاق داشته باشید.
مارک زاکربرگ در روز چهارشنبه ۲۱ مارس ۲۰۱۸ در گفتگویی با CNN اظهار کرد که خوشحال خواهد شد برای کنگره با مدرک ثابت کند که در فیسبوک اتفاقات مثبتی رخ خواهد داد. وی همچنین گفت امیدوار است خطاها و اشتباهات ناشی از رسوایی کمبریج آنالیتیکا را برطرف کند.
کوتاهکنندههای لینک را باید از جملهی سرویسهای کاربردی در اینترنت بدانیم که گوگل نیز سرویسی با همین کاربرد و با نام goo.gl در سال ۲۰۰۹ راهاندازی کرد. این سرویس به مرور زمان شاهد اضافه شدن قابلیتهای متعددی بود که از آن جمله میتوان به توسعهی API برای استفاده توسط سایر سرویسها و همچنین قابلیت ایجاد QR Cide و امکان لینک مستقیم به اپلیکیشنهای اندروید و iOS اشاره کرد.
خبر منتشرشده نشان از آن دارد که گوگل از تاریخ ۱۳ آوریل (۲۴ فروردین)، سرویس کوتاهکنندهی لینک خود را متوقف خواهد کرد و آن را با Firebase Dynamic Links یا بهاختصار FDL جایگزین خواهد کرد. بر اساس اطلاعات ارائهشده، کاربران قادر خواهند بود با استفاده از کوتاهکنندهی هوشمند جدید گوگل، افراد دیگر در اکوسیستمهای مختلف را به آدرس مورد نظر هدایت کنند. FDL، آدرس هوشمندی است که کاربران فعلی و بالقوه را به هر جای دلخواهی در iOS، اندروید یا اپلیکیشنهای تحت وب هدایت میکند.
بر اساس اطلاعات گوگل، پس از تاریخ ۱۳ آوریل کاربران قادر نخواهند بود لینکهای کوتاهشدهی خود را با استفاده از goo.gl ایجاد کنند؛ اما امکان مدیریت لینکهای ایجادشدهی پیشین، تا یک سال آینده وجود دارد. هرچند پس از یک سال همچنان لینکها در دسترس خواهند بود؛ اما از تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۱۹ (۱۰ فروردین ۱۳۹۸) دیگر امکان دسترسی به کنسول مدیریت لینکها وجود نخواهد داشت.
بهنظر میرسد که خبر توقف سرویس goo.gl دروغ اول آوریل گوگل بوده است؛ چرا که حذف چنین سرویس محبوب و پرکاربردی، منطقی بهنظر نمیرسد.
اپلیکیشنهای غیرمتمرکز موسوم به DApps، پس از رونق گرفتن فناوری بلاک چین و شهرت شبکههایی همچون بیت کوین و اتریوم، بهمرور جای خود را در میان توسعهدهندهها باز کردند. اتریوم، یکی از شبکههایی بود که مدتها میزبان حجم بالایی از اپلیکیشنهای غیرمتمرکز شد؛ اما امروز، موقعیتش از طرف شبکههای جدیدی همچون EOS و TRON، تهدید میشود. آمارهای شرکت DappRadar نشان میدهد که از ۵۰ اپلیکیشن برتر غیرمتمرکز، تنها ۳ عدد از آنها از شبکهی اتریوم استفاده میکنند.
۴۷ اپلیکیشن برتر دیگر در دستهبندی dapps، در شبکههایی همچون EOS و TRON پیادهسازی شدهاند. از میان آنها، ۲۶ عدد از EOS و ۲۱ عدد از TRON استفاده میکنند. اپلیکیشنهای بازی و شرطبندی، بیشترین سهم را در شبکههای مذکور به خود اختصاص دادهاند. یکی از دلایلی که موجب کاهش اپلیکیشنها در شبکهی اتریوم شد، مشکلات آنها در مقیاسدهی به شبکه بود.
اتریوم، ابتدا بهعنوان پلتفرمی بهینه برای توسعهی اپلیکیشنهای غیرمتمرکز معرفی شد. اخیرا، این شبکه در مقیاسدهی به فعالیتهای خود با چالشهای متعددی روبهرو شد. درواقع، همبنیانگذار اتریوم یعنی ویتالیک بوترین نیز گفت که تا پیش از پیدا کردن مکانیزمی امن برای مقیاسدهی شبکه، توسعهدهندهها نباید انتظار عملکردی سریع از اپلیکیشنهای خود در بلاکچین اتریوم داشته باشند.

ویتالیک بوترین
جامعهی توسعهدهندههای اتریوم، مدت زیادی است که بهدنبال راهکاری مناسب برای مقیاسدهی شبکه میگردد. هیچیک از پیشنهادهای ارائهشده برای آن موضوع، آمادهی پیادهسازی نهایی نیستند. در زمانیکه توسعهدهندههای اتریوم بهدنبال راهحل مقیاسدهی هستند، رقبا یعنی EOS و ترون، سهم عظیمی از بازار DApps را به خود اختصاص دادهاند. البته، این بازار هنوز به بلوغ لازم برای جذب بدنهی اصلی کاربران اپلیکیشنها نرسیده است.
طبق آمار مؤسسهی تحقیقات بلاکچین Diar، درحالحاضر، EOS و TRON حدود ۹۴ درصد از تمام ارزش مالی جابهجاشده در اپلیکیشنهای غیرمتمرکز را به خود اختصاص دادهاند. اتریوم، تنها ۶ درصد از بازار را در اختیار دارد.
سرویس DappRadar، پیشازاین تنها برای ردگیری فعالیت اپلیکیشنها در شبکهی اتریوم استفاده میشد. آنها اکنون ابزارهایی برای نظارت بر EOS و ترون نیز عرضه کردهاند. از آن زمان، دو شبکهی مذکور بهنوعی سهم اصلی را در نمودارهای فعالیت سرویس DappRadar تصاحب کردهاند.

یکی از توضیحات ساده و واضح برای شکست نسبی اتریوم از ۲ رقیب جدیدش، ظرفیت تراکنشها است. اتریوم، در هر ثانیه ۱۵ تا ۲۰ تراکنش را مدیریت میکند. EOS، تا ۴ هزار و TRON تا ۲ هزار تراکنش را در ثانیه مدیریت میکنند. البته، ادعای EOS توسط بسیاری از محققان و طرفداران اتریوم نقض میشود. بهعلاوه، برخی اعتقاد دارند که مقایسهی ظرفیت تراکنشها در هر پلتفرم، معیار مناسبی برای مقایسهی آنها نیست.
بوترین، چندی پیش پروژههای بلاکچین با تمرکز روی حجم بالا در تراکنشها را مورد انتقاد قرار داد. او حجمهای بالا را به فعالیتهای شبکههای متمرکز تشبیه کرد و برتری خاصی برای آنها قائل نشد. همبنیانگذار اتریوم اشارهای به شبکهی بلاکچین خاصی نداشت، اما کارشناسان معتقدند او رقبایی همچون NEO، TRON و EOS را هدف قرار داده است.
بوترین اخیرا در کنفرانس Blockchain Connect دراینباره گفت:
هدف یک الگوریتم اجماعی، سریعتر کردن بلاکچین نیست. بلکه هدف اصلی، امن کردن آن شبکه است. وقتی یک بلاکچین ادعا میکند: «ما ۳۵۰۰ تراکنش را در ثانیه مدیریت میکنیم»، یعنی «ما یک شبکهی تقریبا متمرکز هستیم که تنها با ۶ نود، همهی فعالیتها را مدیریت میکنیم».
بوترین، تنها کارشناس منتقد روشهای سرعتدهی شبکههای رقیب نیست. درواقع، محققان اخیرا به این نتیجه رسیدهاند که ساختار کنونی EOS، بهجای یک شبکهی بلاکچین، بیشتر به یک پلتفرم خدمات ابری متمرکز شبیه است. بهعلاوه، آنها ادعا میکنند شبکهی مذکور، آمارهای خروجیهای خود را بهصورت اغراقآمیز ارائه میکند. البته، درنهایت باید به این نکته اشاره کنیم که تحقیق مذکور،توسط ConsenSys انجام شد که سرمایهگذاریهای بزرگی در اکوسیستم اتریوم دارد.

شایان ذکر است هکرها اخیرا حفرههایی امنیتی را در اپلیکیشنهای غیرمتمرکز شرطبندی بر پایهی EOS کشف کردهاند. البته، در ۱۲ ماه گذشته گزارشهای متعددی از مشکلات امنیتی این بلاکچین منتشر شد و اخبار جدید، آنچنان هم شوکهکننده نیستند. بههرحال، بهنظر میرسد EOS با وجود سرعت بالا، هنوز نمیتواند از لحاظ امنیت با اتریوم رقابت کند.
ترون هم مانند شبکهی مشابه خود، هدف انتقادهای متعددی دربارهی تبلیغات اغراقآمیز حجم بالای تراکنشها قرار دارد. بهعنوان مثال، سیمون موریس یکی از مدیران ارشد سابق بیتتورنت (که اخیرا توسط TRON خریداری شد)، در مصاحبهای با BreakerMag ادعاهای ترون مبنی بر ظرفیت بالای شبکه را مشکوک خواند. او دراینباره گفت:
ظرفیت تراکنشی که ما دیدیم، نیازمند صدها تراکنش در ثانیه بود که به آن هم دست پیدا نکرد. درواقع، ادعاها پیرامون چند هزار تراکنش در ثانیه زیاد بوده، اما همهی آنها پوچ و بیمعنی هستند.
لینکدین شبکهی اجتماعی دنیای مشاغل است که بیش از ۶۰۰،۰۰۰،۰۰۰ نفر کاربر در سرتاسر جهان دارد. این شرکت اعلام کرده فرمت ویدئو سریعترین سرعت رشد را در میان تمامی فرمتها در این پلتفرم داشته است؛ رشدی بیش از نوشتار و اخبار و دیگر محتواها. بههمیندلیل، لینکدین گام بعدی را دراینزمینه برداشته است.
در هفتهی جاری، این شرکت سرویس پخش زندهی ویدئوِ خود را راهاندازی میکند. این سرویس به کاربران و شرکتها اجازهی پخش ویدئوهای زندهی خود را به گروهی خاص یا کل کاربران لینکدین میدهد.
این سرویس که لینکدین لایو (LinkedIn Live) نام دارد، ابتدا آزمایشی در آمریکا شروع بهکار میکند. همچنین، استفاده از این سرویس فقط با دعوتنامه مقدور است. لینکدین فرم تماسی برای کسانی درنظر گرفته که به استفاده از این سرویس علاقهمند هستند. این فرم تماس در هفتههای آتی دردسترس قرار خواهد گرفت. هنوز دقیق مشخص نیست آیا لینکدین این سرویس را دردسترس تمامی کاربران قرار خواهد داد و درصورت پاسخ مثبت، کِی این کار را خواهد کرد.
محتوای ابتدایی مدنظر لینکدین برای پخش در لایو، موضوعاتی است که هماکنون نیز در فید خبری لینکدین مشاهده میشود؛ ازجمله پوشش نشستها، اعلامیههای محصولات، پرسشوپاسخ و دیگر رویدادهایی که مربیان و سخنرانان ساعات کاری از شرکت بزرگ فناوری و مراسمهای اهدای جوایز تدارک دیده شده است.
لینکدین برای توسعهی این سرویس فقط به محتوا و ویدئوهای تولیدی کاربران بسنده نکرده و تعداد بسیاری از توسعهدهندگان شخص ثالث سرویسهای استریمینگ برای سرویس لایو محتوا تولید خواهند کرد.
باتوجهبه گفتهی لینکدین، Wirecast و Switcher Studio ،Wowza Media Systems ،Socialive and Brandlive ازجمله سرویسهایی هستند که برای لینکدین لایو محتوا تولید خواهند کرد.
در این پروژه، مایکروسافت نیز به لینکدین کمک فنی خواهد کرد. مایکروسافت با سرویسهای آژور مدیا (Azure Media) که بخشی از سرویس کلود مایکروسافت بهشمار میآید، انکودینگ ویدئوها را برعهده خواهد داشت. اگرچه مایکروسافت لینکدین را در سال ۲۰۱۶ تصاحب کرد، غالبا در پیشبرد توسعهی محصولات با لینکدین همکاری نمیکرد. این نمونه نمونهای بسیار خاص است. البته، برای توسعهی فنی سرویس جدید لینکدین از اسکایپ هیچ استفادهای نشده است.

لینکدین درمقایسهبا رقبایش در دنیای شبکههای اجتماعی، خیلی دیر پا به عرصهی ویدئو گذاشته است. توییتر و فیسبوک سالها است که مشغول استفاده از تصاویر متحرک در پلتفرمهایشان هستند؛ درحالیکه لینکدین اولین قابلیت ویدئویی خود را تابستان۲۰۱۷ معرفی کرد. در ۱۷ ماهی که از معرفی این قابلیت میگذرد، ترافیک و سود این پلتفرم رشدی چشمگیر شاهد بوده است؛ بههمیندلیل، لینکدین ویدئو را سریعترین فرمت درحالرشد میداند. لینکدین از ارائهی آمار و ارقام درزمینهی استفاده و تولید ویدئوها خودداری و صرفا به این گفته اکتفا کرده که میلیونها کاربر از این قابلیتها بهره جستهاند.
بهگفتهی لینکدین، سرویسی مشابه لایو بیشترین قابلیت درخواستی ازجانب کاربران بوده است. این شرکت دلیل برتری ویدئوهای زنده را امکان همراهیکردن با آن بیان میکند. کاربران میتوانند همزمان با مشاهدهی ویدئوِ زنده سؤال کنند یا پیشنهاد دهند. میزبانان نیز میتوانند این دیدگاهها را در همان لحظه مدیریت کنند. دلیل دیگر لینکدین برای توسعهی ویدئو احتمالا به تبلیغات ویدئویی و رشد سود شرکت مربوط میشود. طبق گفتهی مایکروسافت، لینکدین در فصل مالی اخیر سودی ۲۹ درصدی داشته است. این شرکت آمار مربوطبه تبلیغات ویدئویی را منتشر نکرده؛ اما دورازانتظار نیست که ویدئو سهم زیادی از سود اخیر لینکدین را بهخود اختصاص دهد.
لینکدین میگوید تبلیغات ویدئویی ۳۰ درصد نظر بیشتری میگیرند و کاربران تقریبا ۳ برابر زمان بیشتری برای مشاهدهی تبلیغات ویدئویی درمقایسهبا تبلیغات متنی و تصویری صرف میکنند. لینکدین میتواند از سرویس لایو به روشهای دیگری نیز درآمد کسب کند. برای مثال، محدودکردن برخی رویدادهای زنده برای کاربران غیرتجاری و افزایش کاربران تجاری بهتبع آن. همچنین، این شرکت میتواند سرویسهایی پولی با قابلیتهای خاص، مثلا گزارشهای دریافتی براساس ویدئو، برای پخشکنندگان درنظر بگیرد.
لینکدین هنوز از برنامههای آتی خود برای این سرویس نوپا سخنی بهمیان نیاورده و درحالحاضر، هیچ تبلیغی در ویدئوهای لایو پخش نمیشود و کیفیت و استفادهی صحیح از این سرویس مدنظر لینکدین است.